سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
364
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
صاحب فخرى نيز آنچه را به موسى عليه السّلام رسيد را ناشى از حسادت بعضى علويان به او مىداند و مىنويسد : « يكى از كسانى كه به موسى بن جعفر رشك مىورزيد و از خويشان وى بود ، نزد هارون الرشيد آمد و از آن حضرت بدگويى كرد و گفت : مردم خمس اموال خويش را براى موسى مىفرستند و به امامت او معتقدند و موسى قصد دارد كه بر تو خروج كند ، و از اين گونه سخنان نزد وى بسيار گفت . اين گفتار در رشيد تأثير گذاشت و وى را پريشان و مضطرب كرد . « 1 » پس از آن ، حادثهاى روى داد كه به دستگيرى و زندانى شدن موسى عليه السّلام انجاميد . هارون در سال 179 ق به قصد حج به حجاز آمد « 2 » و براى زيارت قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدينه وارد شد ، درحالىكه بزرگان و سرشناسان ، پيرامونش بودند . پس به صاحب قبر ، سلام داد و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا ، اى پسر عمو ! موسى عليه السّلام پشت سر او ايستاده بود . او نيز سلام داد و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا ، اى پدر ! هارون خشمگين شد و گفت : اى ابو الحسن ! به خدا ، سلام تو از روى فخرفروشى بود . هارون دستور دستگيرى امام موسى عليه السّلام را صادر كرد و حضرت را در غل و زنجير به عراق فرستاد . او دستور داد حضرت را به عيسى بن جعفر بن منصور ، والى بصره بسپارند و آن حضرت ، يك سال كامل نزد وى در زندان بود . سپس والى به هارون نوشت : موسى بن جعفر را از من تحويل بگير و به هركس كه مىخواهى تسليم كن و گرنه من او را رها مىكنم ؛ چون در اين مدت هرچه كوشيدم كه بهانهاى براى ادامه بازداشت وى پيدا كنم ، نتوانستم ، حتى در هنگام دعا كردن ، از او نشنيدم كه عليه تو يا من دعايى كند ، و من نشنيدم مگر آنكه براى خود دعا مىكند و از خدا رحمت و آمرزش مىخواهد . « 3 »
--> - را طرح كرد و هشام آن را تأييد كرد و هارون از اين سخن برآشفت و پس از آن ، امام را به زندان انداخت . ( ر . ك : رجال الكشى ، ص 256 - 262 - 271 ) طبق گزارشى ، هارون دربارهء وى گفته است كه با وجود چنين شخصى ، حكومت من يك ساعت هم دوام نخواهد آورد ، زبان اين مرد ، نافذتر از صدهزار شمشير است . ( ر . ك : شيخ صدوق ، كمال الدين ، ص 362 ) . براى آشنايى بيشتر ( ر . ك : حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ، ص 397 - 401 ) . ( مترجم ) ( 1 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 177 - 178 . ( 2 ) . گفته شد كه رشيد سالى به حج و سال بعد از آن به جهاد مىرفت . ( 3 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 502 / شمس الدين بن طولون ، الشذرات الذهبية ، ص 91 .